سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

45

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

پس اگر در قول خود صادق بود ، چرا بر اين امر اينقدر اندوه وحزن نكرد كه هلاك مىشد . اما آنچه گفته : بالاجماع نزد شيعه وسنى امام را لازم نيست كه هرگاه زن زانيه اقرار به زنا نمايد ، يا شاهدان بر زنا گواهى دهند ، پرسيدن آنكه : تو حامله [ اى ] يا نه ؟ ! پس كذب محض وافتراى صرف است ، چنانچه ‹ 512 › آنفاً از قول قاضى القضات وسيد مرتضى علم الهدى ، وابن أبي الحديد معلوم شد . اما آنچه گفته : بلكه خود آن زن را مىبايد كه اگر حمل داشته باشد ، اظهار نمايد . پس مقدوح است به اينكه : در صورت وجوب اين معنا بر زن زانيه ، شك نيست در اينكه اعلام واخبار به اين وجوب بر امام لازم است . اما آنچه گفته : آن حكم را جهل وناداني نمىتوان گفت ، بلكه بي اطلاعى است . پس جوابش آنكه : نزد علماى حقايق أشياء ، جهل وناداني وبي اطلاعى يك حقيقت دارد ، وفرقى در آنها نيست ، آرى آنچه تفاوت است ، آنكه محل گفتگو در اين مقام جهل به احكام ملك علام است ، نه جهل به حوادث